پنج شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٨
صفحه اصلی > مقالات 
تازه هاي بخش
حضرت فاطمه زهرا(س) باید الگوی اخلاقی و رفتاری بانوان و دختران ایران اسلامی باشد.
بیانیه تاریخی رهبر انقلاب نقشه راه و سند ارزشمند مدیریتی است
...به جوانان عزیزم، در آغاز فصل جدید جمهوری اسلامی
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل وحدت را عامل تحقق اهداف متعالی انقلاب اسلامی و غلبه بر توطئه‌های دشمنان دانست و اظهار کرد: ۱۲فروردین از روزهای تاریخی و مهم ایران اسلامی است.
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل گفت: بی شک رونق تولید متضمن حمایت از تولیدات داخلی است.
کارشناس فرهنگی بانوان تبلیغات اسلامی اردبیل گفت: واحد پاسخگویی بانوان اردبیل در سه ماهه چهارم سال گذشته؛ 1500 مشاوره دینی انجام داد.
حجت‌الاسلام مهدی ستوده گفت: جمعیت بانوان فرهیخته به‌عنوان تشکل و مجموعه‌ای قوی می‌تواند کمک حال سازمان تبلیغات اسلامی در بحث تبلیغ دینی باشد.
دبیر جمعیت بانوان فرهیخته استان اردبیل گفت: رعایت حجاب و عفاف نماد تربیت صحیح خانوادگی و سبک زندگی اسلامی است و جامعه را از آسیب و تهاجم فرهنگی مصون می‌دارد.
مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اردبیل گفت: به صورت روزانه موکب‌های اربعین حسینی در نقاط مختلف استان اردبیل به ۲۲ هزار نفر ارائه خدمات می‌کنند.
مباني تحکيم خانواده در نگرش و سنت حضرت زهرا(س)
اتحاد اسلامي
رئیس سازمان تبلیغات اسلامی گفت: گام برداشتن در مسیر بیانیه گام دوم انقلاب آثار و دستاوردهای ارزشمندتری نسبت به گام نخست خواهد داشت.​​​​
در آئین تودیع و معارفه مدیران کل تبلیغات اسلامی استان اردبیل،مدیرکل جدید تبلیغات اسلامی استان اردبیل معرفی شد
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 656139
 بازدید امروز : 143
 کل بازدید : 2064370
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 0/2100
اخبار > تربيت ديني خانواده(قسمت اول)


  چاپ        ارسال به دوست

تربيت ديني خانواده

تربيت ديني خانواده(قسمت اول)

آدمي از دير زمان درصدد بوده معماي حيات و مقصود از زندگي را بداند، از آينده و سرنوشت ‏خويش تا حدي باخبر شود، توجيه درستي از رويدادهاي اين عالم به دست آورد و تفسير معقولي نسبت ‏به پديده‏ها و دگرگوني‏ هاي جهان داشته باشد.

پاسخ گوي اين‏گونه مسائل، كه همواره ذهن انسان را به خود مشغول داشته، بدون شك، در هر زماني«دين‏» بوده است؛ زيرا حقيقت زندگي را تفسير مي‏نمايد، هدف از آمدن و ماندن در اين عالم را معنا مي‏كند و مسير درست زندگي و راه رسيدن به سعادت دنيا و آخرت را نشان مي‏دهد(1). اساسي‏ ترين ركن دين - يعني ايمان به خداي يكتا - انسان را از نگراني، اضطراب و دغدغه خاطر مصون داشته، در برابر رويدادهاي نامطلوب زندگي ثابت و استوار نگه مي‏دارد، به گونه‏اي كه هيچ حادثه‏اي نمي‏تواند تزلزلي در او ايجاد نمايد. بر اساس بينش اسلامي، هر انساني از هنگام تولد با فطرت الهي و گرايش به خداشناسي قدم به عرصه زندگي مي‏گذارد؛ ساختار وجودي انسان به گونه‏اي است كه او را به سوي خدا هدايت مي‏كند و در اين ميان، تفاوتي بين مسلمان و غير مسلمان وجود ندارد، بلكه همه انسان‏ها در آغاز زندگي، از استعداد خاصي براي حقيقت‏ جويي و نيل به كمال بهره‏مندند و به فرموده پيامبر اكرم(ص)، «كل مولود يولد علي الفطرة‏»(2)؛ هر نوزادي با فطرت خدايي زاده مي‏شود. با وجود اين، فطرت و ساختار وجودي انسان در هر شرايطي به صورت يكسان عمل نمي‏كند و ممكن است عوامل نامساعد بيروني و محيط ناسالم زندگي مانع از شكوفايي و بروز نقش صحيح آن گردد(3). بر اين اساس، لازم است ‏به اين جنبه از وجود آدمي توجه ويژه‏اي مبذول گردد تا حس ديني‏اش شكوفا گردد، به خصوص در مورد كودكان و نوجوانان، توجه به‏ اين جنبه وجودي آنان اهميت فراوان دارد؛ زيرا نسبت ‏به بزرگسالان تربيت ‏پذيرترند. اين كار تنها در سايه تربيت صحيح امكان‏پذير است.

ابعاد تربيت

 

«تربيت‏» به مفهوم عام آن، شامل جنبه‏هاي گوناگون جسماني، رواني، عاطفي، عقلاني، اجتماعي، اخلاقي و ديني است و هر يك از اين ابعاد به لحاظ روان ‏شناختي و تربيتي در زندگي انسان اهميت فراوان دارد. آن چه در دوره نخست زندگي توجه بدان لازم است پرورش و رشد هماهنگ و منظم ابعاد وجودي كودك است؛ به‏گونه‏اي كه اگر در بعضي آن‏ها، دچار نارسايي گردد و يا احياناً رشد مطلوب نيابد در آينده دچار مشكل خواهد شد. تحقق اين امر، مسئوليت ‏بزرگي است كه بر دوش مربيان كودك و نوجوان، اعم از والدين، آموزگاران و دست‏اندركاران امور تربيتي مدارس، گذاشته شده است(4).

تربيت داراي دو نقش مهم آموزش و پرورش است كه در يكي اهتمام به آموزش فنون، مهارت ‏ها و توانايي ‏هاي لازم براي رفع نيازهاي جامعه است و در ديگري پرورش حس ديني و مذهبي كودك كه به صورت فطري در نهاد او به وديعت گزارده شده، مورد توجه است.

 

تربيت ديني

 

شناخت مفهوم«تربيت ديني‏» منوط به شناخت معناي دو كلمه«تربيت‏» و«دين‏» است. از اين‏رو، لازم است ‏به معاني اين دو واژه اشاره شود.

واژه«تربيت‏» در لغت، به معناي پرورانيدن يا پرورش دادن - يعني به فعليت رساندن نيروهاي بالقوه(5) - آمده. اما در اصطلاح، تعاريف متعددي از آن ارائه شده است. اين تعاريف در عين تعدد، همگي در اين جهت توافق دارند كه تربيت فرايندي است كه نتيجه‏اش تغيير رفتار فرد(اعم از ظاهري و باطني) و كسب هنجارهاي مورد قبول مي‏باشد. با توجه به اين مطلب، اولاً، حصول چنين چيزي نمي‏تواند دفعي باشد. ثانياً، متربي نيز بايد استعدادهاي لازم را براي تربيت ‏پذيري دارا باشد. اما علاوه بر اين، پرورش واقعي در صورتي محقق مي‏شود كه جريان تربيت ‏بر اساس فطرت و سرشت متربي انجام گيرد.

واژه«دين‏» نيز در لغت، به معناي كيش، آيين، طريقت، و شريعت(6) و در اصطلاح، عبارت است از مجموعه اصول و قواعد بنيادي و احكام و دستوراتي كه از سوي خدا به انسان داده شده است. به عبارت ديگر، دين شامل گزاره‏هاي توصيفي و تجويزي است و سه عنصر اساسي دارد.

 

الف. شناخت:

 

نخستين عنصر مؤثر در دين‏ داري و تدين، علم به اصول و قواعد ضروري دين است. يعني متدين بايد گزاره‏ هاي ديني را از طريق استدلال و برهان عقلي دريافت نمايد؛ مانند توصيف اين‏ كه«الله آفريننده جهان است‏» يا«خدا يكي است‏» از گزاره‏ هاي توصيفي مربوط به مسائل اعتقادي است كه يك موحد بايد بداند. آن چه در اين زمينه قابل توجه است اين كه درباب شناخت گزاره‏ هاي ديني، نبايد به ظن و گمان قناعت كرد؛ زيرا خداوند مي‏فرمايد: «لا تقف ما ليس لك به علم(اسراء 32)؛ از چيزي كه به آن علم نداري پيروي نكن‏». بلكه به علم و يقين بايد رسيد.

 

ب. ايمان:

 

عنصر دوم در دين التزام قلبي انسان به باورها و اصول مسلم ديني است. به كسي كه اعتقاد قلبي نسبت‏ به خدا نداشته باشد، متدين گفته نمي ‏شود. ريشه تمام ارزش‏ هاي اخلاقي ايمان به گزاره‏هاي ديني بوده و اين ايمان مبتني بر معرفت و شناخت است، به گونه‏اي كه هر چه معرفت كامل‏تر باشد، آن ايمان نيز بارورتر خواهد بود. البته علم و شناخت‏ شرط كافي براي ايمان نيست، بلكه شرط لازم آن است و عنصر اراده و گرايش باطني به التزام قلبي نسبت ‏به باورهاي ديني جزء اخير ايمان را تشكيل مي‏دهد. با توجه به اين مطلب، ايمان يك عمل قلبي كاملا اختياري است كه فرد پس از شناخت لازم و به دور از فشارهاي بيروني يا اصول اسلامي را پذيرا مي‏شود و يا آن را انكار مي‏كند. چه بسا افرادي هستند كه در عين شناخت گزاره ‏هاي ديني، در اثر لجاجت و عناد، ايمان نمي‏ آورند. در مورد انتخابي بودن ايمان، شواهد فراواني از آيات قران وجود دارد؛ از جمله اين‏كه خداوند مي‏فرمايد: «انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا» (انسان 4)؛ ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر و پذيرا باشد يا كفران كننده و ناپذيرا. در جاي ديگري مي‏فرمايد: «لا اكراه في الدين‏» (بقره 256)؛ در قبول دين اكراهي نيست.

 

ج. عمل:

 

عنصر سوم دين عمل به گزاره‏ هاي تجويزي و احكام ديني است؛ يعني آن چه را فرد از باورهاي ديني مي‏داند و به آن ايمان دارد، در مرحله عمل نيز آشكار سازد. عملي از نظر اسلام ارزشمند است كه ناشي از ايمان راسخ به اصول دين و ارزش ‏هاي مذهبي باشد. در موارد متعددي از قرآن كريم، ايمان پيش از عمل صالح ذكر شده است؛ مانند: «آمنوا و عملوا الصالحات‏»(يونس 10) و اين مي‏رساند كه هيچ عملي بدون ايمان نيكو و پذيرفته نيست.

در اين مورد، شواهد فراواني از قرآن وجود دارد كه عمل صالح را مشروط به ايمان مي‏كند؛ نظير«من عمل صالحا من ذكر او انثي و هو مؤمن فلنحيينه حيوة طيبة‏»(نحل 129)؛ هر كس از مرد و زن كار نيكي انجام دهد، به شرط اين‏ كه ايمان داشته باشد، ما او را زندگي پاك و پاكيزه‏اي مي‏بخشيم.

از آن چه درباره دين و تربيت گفته شد، روشن گرديد كه مفهوم«تربيت ديني‏» در ارتباط با سه محور شناخت، ايمان و عمل قابل تحقق است. اين سه عنصر در تربيت ديني هر كس، نقش اساسي دارد و مربي بر همين اساس بايد عمل تربيت ديني را اجرا كند. بنابراين، مي‏توان گفت: «تربيت ديني‏» فرايندي است كه از طريق اعطاي بينش، التزام قلبي و عملي به فرد هماهنگ با فطرت و به دور از جبر و فشار، به منظور نيل به سعادت دنيوي و اخروي انجام مي‏گيرد.

 

رابطه تربيت ديني و اخلاقي

 

«اخلاق‏» صفت فعل اختياري است و به افعالي اخلاقي گفته مي‏شود كه قابل اتصاف به خوب و بد باشد و بر اساس بايدها و نبايدها انجام گيرد. ويژگي ديگر فعل اخلاقي آن است كه مطلوبيت ‏بالغير دارد و همه ارزش آن به دليل نتيجه‏اي است كه با انجام آن كار عايد انسان مي‏ شود؛ مانند انجام كارهاي شايسته از قبيل خدمت ‏به محرومان و فقرا كه براي كسب رضاي خدا صورت مي‏گيرد(7).

از سوي ديگر، بايدها و نبايدهاي اخلاقي مبتني بر اصول و قواعد بنيادين ديني است. بايدها و نبايدهاي اخلاقي از نظر اسلام، بر معيار انديشه ها و باورهاي مسلم اسلامي قابل تبيين است؛ يعني هر كس نخست ‏بايد اصول و عقايد اسلامي را بشناسد و قلباً به آن‏ها ملتزم شود، سپس به ارزش‏هاي اخلاقي ناشي از آن عمل نمايد. بر اين اساس، نسبت‏ بين دين و اخلاق عام و خاص مطلق است؛ به اين معنا كه حوزه دين اعم از دايره اخلاق است؛ زيرا بخشي از گزاره‏ هاي ديني كه عبارت از انديشه‏هاي بنيادين دين مي‏باشد، خارج از معيارهاي اخلاقي است. اما گزاره‏هاي اخلاقي عموماً داخل در قلمرو دين است. در نتيجه، تربيت دين نيز اعم از تربيت اخلاقي است. تربيت دين در تمام جنبه‏ها، اعم از اعتقادي، رفتاري و عاطفي، فراگيرتر از تربيت اخلاقي است(8).

منظور ما از تربيت ديني چيزي جز تربيت اسلامي نيست و مهم‏ترين وظيفه مربيان كودك و نوجوان، اعم از والدين و معلم، اين است كه متربي را در محيط خانه و مدرسه در سه بعد شناخت و ايمان در حوزه ديني و در بعد عمل به بايدها و نبايدها در قلمرو اخلاق، پرورش دهند. شروع تربيت ديني بهتر است از محور شناخت‏ باشد تا با اعطاي بينش به متربي نسبت ‏به مفاهيم و ارزش‏ هاي ديني در وي انگيزه ايجاد كند تا خود با گرايش قلبي به سوي عمل رود. به عنوان مثال، به جاي دستور به خواندن نماز، ارزش، فضيلت و پاداش آن را به متربي تفهيم نمايد. جريان تربيت، به خصوص تربيت ديني، تحميل‏پذير نيست. از اين‏رو، بر مربي لازم است كه به دور از هرگونه فشار بر متربي زمينه رشد و شكوفايي استعدادهايي فطري و بالقوه او را فراهم سازد.

 

هدف تربيت ديني

 

روشن است كه كار اصلي يك مربي ديني توجه ويژه به پرورش بنيادهاي ديني و اخلاقي متربي است. تحقق اين موضوع پيش از همه، بسته به اين است كه مربي از نظر ديني و اسلامي، شرايط لازم را براي تربيت دارا باشد تا بتواند ديگران را درست تربيت نمايد. بنيادي ‏ترين اصول اسلامي اعتقاد به وجود خداي يكتا است كه حقيقتي است‏ بي‏نهايت، جامع تمام ارزش‏ها و سرانجام همه چيز به او ختم مي‏شود. اوست كمال مطلق و واجد تمام صفات كمالي كه مي‏تواند محور تمام فعاليت‏ هاي انسان قرار گيرد. بر اين اساس، هدف نهايي زندگي از ديدگاه اسلام، «قرب به خدا» است. منظور از«قرب‏» قرب وجودي و كمالي است، به گونه‏اي كه انسان در صفات كمالي، مظهر اوصاف الهي گردد. تربيت ديني راه وصول به هدف نهايي زندگي را نشان مي‏دهد(9). در نتيجه، هدف تربيت ديني در مكتب اسلام، هدايت متربي به سير الي الله و قرب به خداست. راه رسيدن به اين هدف همان چيزي است كه در تبيين مفهوم تربيت ديني گفته شد پرورش در محورهاي شناخت، ايمان و عمل.

اهميت تربيت ديني

 

در جهان كنوني، رفتار انساني در قالب فناوري رفتار و مهندسي ژنتيك شكل مي‏گيرد، زندگي اخلاقي بشر در اثر تزلزل نظام‏هاي ارزشي و انحلال مباني مقدسات مورد تهديد قرار گرفته، پايدارترين عقايد ديني از وي گرفته شده، انديشه‏هاي مكانيكي و عاريتي جايگزين آن گرديده و انسان با بحران‏ هاي گوناگون دروني و بيروني مواجه شده كه مهم‏تر از همه بحران معرفت ديني و بدتر از آن، بحران تربيت ديني است (10). تنها راه فرار از اين بحران ‏ها روي آوردن عميق و عاشقانه به خويشتن خويش، فطرت اصيل و احساس دروني حقيقت ‏جو است. به عبارت ديگر، راه خروج از بحران‏ هاي زندگي كنوني بازگشت ‏به اسلام و قرآن است كه سعادت دنيا و آخرت انسان را تأمين مي‏كند. اگر به گذشته تاريخ نگاه كنيم، به اين نتيجه مي‏رسيم كه هدف انبيا از دعوت مردم به خدا، توحيد و معاد و نجات آن‏ ها از بحران ‏هاي زندگي بوده است. مفاهيم متعددي در قرآن كريم وجود دارند كه مستقيم يا غير مستقيم، بر تربيت ديني دلالت دارند؛ مانند مفهوم تقوا، تزكيه و امثال آن كه مكرر در قرآن ذكر شده و محتواي اين‏گونه مفاهيم بدون تربيت ديني قابل تحقق نيست. در برخي آيات نيز تزكيه مردم (11) صريحاً به عنوان هدف بعثت انبيا بيان شده و اين مي‏رساند كه مهم‏ترين هدف پيامبران پرورش انسان ‏ها بر اساس دين توحيدي بوده است. انبياي الهي هر كدام به نوبه خود، در زمينه تربيت ديني مردم، تلاش ‏هاي فراوان كردند و تا حدي نيز در انجام اين مهم، موفق گرديدند، به ويژه رسول اكرم(ص) كه نظام تربيتي اسلام را در مكه و مدينه پايه‏گذاري نمودند و افرادي را تربيت كردند كه با تمام وجود، به دفاع از دين و عقيده خود برمي‏خاستند. تربيت‏يافتگان مكتب پيغمبر(ص) آن چنان در برابر دشمنان اسلام و شرك و نفاق با صلابت و استوار بودند كه لحظه‏اي با مخالفان خودسر سازش نداشتند. در عصر حاضر، كه نظام تربيتي اسلام رو به سقوط و نابودي كامل بود و مي‏رفت تا بساط ديانت و دين‏ داري از جامعه اسلامي برچيده شود؛ حضرت امام خميني؛ با الهام از قرآن و سيره ائمه معصوم مكتب تربيتي اسلام را دوباره زنده ساخت و با تأكيد بر اين نكته، مي‏فرمود تربيت كامل از اهم مسائل است. اما هرگونه تربيتي را نمي‏توان تربيت مفيد و كامل دانست، بلكه تربيت كامل فقط در پرتو ايمان به خدا و به وسيله تعاليم انبيا امكان‏پذير است؛ زيرا غير از انبيا و پيروان آن‏ها، ديگران اعتقادي به جهان آخرت و صراط مستقيم ندارند(12). هم چنين مي‏فرمود اگر بچه داريد، تربيت الهي كنيد، تربيت‏ شيطاني نكنيد. خودتان را تهذيب كنيد و كودكان خود را اسلامي بار آوريد(13).

 

انواع تربيت ديني

 

تربيت ديني در مقام اجرا، به دو شكل رسمي و غير رسمي در قالب نهادهاي آموزشي رسمي، خانه و جامعه انجام مي‏گيرد و هر كدام نقش اساسي در تدين فرد دارد.

1. منظور از«تربيت ديني رسمي‏» اين است كه تربيت ديني با برنامه‏ريزي مدون و از پيش تنظيم شده به وسيله افراد خاصي در نهادهاي آموزشي انجام شود. محيط مدرسه جايي است كه شخصيت ديني و مذهبي فرد پس از خانواده در آن شكل مي‏گيرد. مدرسه ابتدايي بيش از ديگر نهادهاي آموزشي در تربيت ديني متربي مؤثر است؛ زيرا متربي در اين مرحله از زندگي، گيرنده است و هر چه به او القا شود، مي‏پذيرد. در محيط مدرسه، نه تنها معلم و مربي در تربيت دانش‏آموز مؤثرند، بلكه ساير كارمندان و مسئولان و فضاي آموزشي نيز بر ابعاد تربيتي او تأثير مي‏گذارند. دو نهاد خانه و مدرسه مكمل يكديگرند، بر هم تأثير متقابل دارند و هر يك نقش خاصي در تربيت كودك ايفا مي‏كند؛ چرا كه رابطه كودك و افراد پيرامون او در ا ين دو محيط متفاوت است؛ يعني روابط در خانواده، فردي‏تر و عاطفي‏تر، ولي در محيط مدرسه، جمعي‏تر و منطقي‏تر است. براي دستيابي به تربيت مطلوب، به خصوص در زمينه مذهبي همكاري اين دو نهاد ضروري است. مدرسه علاوه بر تكميل آموخته‏هاي ديني كودك از محيط خانواده، مي‏تواند آموزش‏هاي تازه‏اي در زمينه‏هاي ديني با شيوه‏هاي جديد به وي ارائه دهد(14).

اگر اين دو كانون تربيتي(خانه و مدرسه) در محور تربيت ديني از قبيل القاء ارزش‏ها، ارائه الگوهاي مناسب و دستورات لازم به كودكان، به صورت يكسان و هماهنگ عمل كنند، بدون ترديد، نتيجه مطلوبي به دست‏ خواهد آمد. از اين‏رو، برقراري روابط عميق ميان اين دو نهاد تربيتي ضروري است و در ا ين زمينه، انجمن اوليا و مربيان نقش اساسي دارد. وظيفه مهم اين انجمن فراهم ساختن شرايط مناسب تربيتي و ايجاد هماهنگي لازم ميان خانه و مدرسه است كه در صورت انجام آن، زمينه شكوفايي استعدادهاي مذهبي كودكان فراهم مي‏گردد.

 

2. غير رسمي: اين نوع از تربيت ديني در قالب دو نهاد خانه و جامعه بدون طرح و برنامه پيشين انجام مي‏گيرد. پس از خانه و مدرسه، جامعه‏اي كه كودك در آن زندگي مي‏كند به عنوان يك عامل مؤثر در تربيت ديني وي ايفاي نقش مي‏كند؛ زيرا كودك تمامي آداب و رسوم اجتماعي و بيش‏تر نگرش‏هاي ديني و مذهبي را از اجتماع فرا مي‏گيرد. اگر چه در زمينه تربيت ديني كودك در جامعه، طرح و برنامه‏ريزي قبلي پيش‏بيني نمي ‏شود، ولي آن چه در جامعه مي‏گذرد، اعم از فرهنگ عمومي مردم، روابط اجتماعي، مسائل سياسي و برداشت‏ هاي ديني، بدون شك، بر ابعاد جسمي و روحي متربي تأثير مي‏گذارد. به عنوان مثال، اگر فضاي حاكم بر اجتماع و محل زندگي فضاي ديني و معنوي باشد و هر روز برنامه‏هاي نماز جماعت و ديگر مراسم ديني و مذهبي در آن برقرار شود، كودكي كه در چنين جامعه‏اي پرورش مي‏يابد به احتمال بسيار قوي، متدين خواهد بود. به عكس، در جوامع آلوده به انواع انحرافات و بي‏بند و باري ‏هاي فكري و عملي بعيد است افراد صالح و متعهد به ارزش ‏هاي ديني و اسلامي پرورش يابند. بنابراين، فرهنگ و ارزش‏ هاي رايج در اجتماع مستقيم يا غير مستقيم، بر فكر و انديشه كودك تأثير مي‏گذارد و بدين ‏روي بايد از وي مراقبت نمود. اما آن چه بيش از همه بر ابعاد رشد كودك مؤثر است و اهميت فراواني در تربيت ديني او دارد نهاد خانواده است. از اين‏رو، لازم است ‏به صورت جداگانه مورد بررسي قرار گيرد.

 

تربيت ديني خانواده

 

بر اساس آيات و روايات اسلامي، سرپرست ‏خانواده، اعم از پدر و مادر و يا افراد ديگر، نسبت‏ به تربيت ديني فرزندان و ديگر زير دستان خود، مسئوليت‏ سنگيني دارد. به همين دليل، خداي متعال در اين زمينه، خطاب به مؤمنان از پيامدهاي اخروي آن خبر داده، به آنان هشدار مي‏دهد: «اي كساني كه ايمان آورده‏ايد، خود و خانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسان‏ ها و سنگ‏ ها است، نگهداريد.»(تحريم 6) نگه‏داري خويشتن از طريق ترك معاصي و تسليم نشدن در برابر شهوات سركش ميسور است، نگه‏داري خانواده نيز به وسيله تعليم و تربيت درست و فراهم ساختن محيط پاك و به دور از هرگونه آلودگي فكري و عملي حاصل مي‏شود(15).

حضرت محمد(ص) در پاسخ به سؤالي در اين زمينه، كه چگونه انسان مي‏تواند اهل و فرزندانش را از آتش(اعم از آتش دنيا و آخرت) نجات دهد؛ فرمودند آن ‏ها را به آن چه خدا دستور داده امر و از آن چه نهي كرده باز داريد. اگر از شما پذيرفتند آنان را از آتش جهنم حفظ كرده‏ايد و اگر قبول نكردند به وظيفه خود عمل نموده‏ايد(16).

از اين ‏گونه آيات و روايات در زمينه تربيت ديني خانواده فراوان است و از آن ‏ها به روشني استفاده مي‏شود كه والدين و به خصوص پدر، به عنوان سرپرست‏ خانواده، وظيفه مهمي در زمينه مسائل ديني فرزندان و ديگر اعضاي خانواده بر عهده دارد. از اين ‏رو، انجام اين مهم با استفاده از شيوه‏ هاي جديد تربيتي در قالب امر به معروف و نهي از منكر در ميان افراد خانواده، بر همه پدران و مادران لازم است. توجه دقيق و جدي والدين به تربيت ديني فرزندان در محيط خانه و سرمايه‏گذاري لازم در اين زمينه، آثار مهم تربيتي از لحاظ فردي و اجتماعي بر كودك به جاي خواهد گذاشت.

 

جنبه ‏هاي فردي و اجتماعي تربيت ديني

 

1. جنبه فردي: به لحاظ فردي، مي‏توان با تربيت درست كودك فردي صالح و داراي ايمان و اخلاق اسلامي ساخت؛ زيرا شخصيت انسان غالباً از همان سال ‏هاي اوليه زندگي در محيط خانواده شكل مي‏گيرد. گرايش‏ ها، نگرش‏ ها، افكار، عادات و رفتار انسان از خانه آغاز و با عوامل موجود در محيط تكميل و تقويت مي‏شود. آن چه را كودك از آغوش خانواده دريافت مي ‏دارد در طول زندگي همراه دارد و در شرايط گوناگون زندگي، تحت تأثير آن قرار مي‏گيرد. افراد صالح و رهبران ديني عموما از خانواده ‏هاي پاك و متدين پرورش يافته و ارزش ‏هاي ديني را از آن‏جا فرا گرفته‏اند. بر اين اساس، تربيت ديني از نظر فردي، ارتباط انسان را با خدا محكم مي‏كند و زمينه خدمت‏به اسلام و مردم را در نهاد او فراهم مي‏سازد.

 

2. جنبه اجتماعي: تربيت ديني خانواده از نظر اجتماعي نيز آثار قابل توجهي دارد؛ زيرا جامعه از واحدهاي كوچكي به نام«خانواده‏» تشكيل شده و اگر اين واحدها اصلاح گردد مسلماً جامعه اصلاح مي‏ شود. خانواده‏ ها به عنوان هسته اصلي جامعه، در اصلاح و يا افساد آن نقش اساسي دارند؛ زيرا كودكان امروز، كه در آغوش خانواده پرورش مي‏يابند، مربيان، مجريان و قانون‏گذاران آينده خواهند بود. اگر نسل امروز با برنامه‏هاي درست ديني و اخلاقي تربيت‏ يابند، اجتماع آينده به يقين، صالح و تكامل يافته خواهد بود بدين‏ روي، پدران و مادران مسئوليت‏ بزرگي در برابر جامعه دارند و بايد در انجام آن سعي و تلاش فراوان نمايند(17).

اگر پدران و مادران در زمينه تربيت ديني به وظيفه خود عمل نمايند و فرزندان صالحي تحويل جامعه دهند، گذشته از آثار فردي و اجتماعي، به پاداش‏ هاي بزرگ الهي نايل مي‏شوند. در زمينه پاداش اخروي اين‏گونه پدران و مادران روايات فرواني دراختيار است؛ از جمله رسول اكرم(ص) فرمودند: «هر كس دختري داشته باشد و او را نيكو ادب بياموزد و در تعليم و تربيتش كوشش نمايد و اسباب رفاه و آسايش و زمينه تربيت ديني او را فراهم سازد، آن دختر او را از آتش دوزخ نجات مي‏دهد.» (18) در روايت ديگري آمده است: «وجبت له الجنة‏»؛ (19) بهشت ‏برايش واجب مي‏شود. ضرورت توجه پدران و مادران به تربيت ديني فرزندان از روايات متعددي استفاده مي‏شود كه بايد به آن اهميت داد. بسياري از مشكلات جوامع كنوني در اثر بي ‏توجهي خانواده‏ها به تربيت صحيح فرزندان، اعم از دختر و پسر، است؛ جوانان بي‏بندوباري كه در خيابان‏ها، كوچه‏ها و محله‏ها دست ‏به اعمال خلاف مي‏زنند و جامعه را آلوده مي‏سازند از خانواده ‏هاي بي‏مسئوليت وارد جامعه مي‏شوند.

شيوه‏هاي تربيت ديني خانواده

 

تربيت ديني در محيط خانواده داراي دو شيوه اساسي كلامي و نمادين است كه هر يك در تربيت كودك نقش اساسي دارد.

الف. شيوه كلامي: منظور از شيوه كلامي(دستوري - بياني) امر و نهي‏ هاي والدين و ديگر اعضاي خانواده است كه نسبت ‏به بايدها و نبايدهاي ديني كودك صورت مي‏گيرد؛ يعني به آنچه پدر و مادر در مورد انجام احكام و كارهاي ديني به كودك دستور مي‏دهند«شيوه‏» كلامي تربيت گفته مي‏شود. اين نوع تربيت ‏به نوبه خود، در رشد و شكوفايي حس ديني كودك تأثير فراوان دارد؛ زيرا كودك در دوره كودكي وابستگي كامل به والدين دارد و با ديد مثبت ‏به آن ‏ها مي‏نگرد و هر چه از آنان دريافت كند، مي‏پذيرد. گفتارهاي والدين، اعم از دستوري و غير دستوري، حتي سخنان معمولي آن‏ها در شكل‏گيري رفتار و افكار كودك مؤثر است و چه بسيار سخنان نامناسب و احياناً دروغ ‏ها، سرزنش ‏ها و تهديد هايي كه در محيط خانه جريان مي‏يابد در روح كودك اثر منفي مي‏گذارد. بر اين اساس، پدر و مادر لازم است در گفتار و دستورات خود به كودك، دقت نمايند تا عامل بدآموزي فرزندانشان نگردد.

 

ب. شيوه نمادين(عملي): به آن چه كودك از اعمال و رفتار والدين و ديگر افراد خانواده ياد مي‏گيرد بدون اين ‏كه دعوتي از او شده باشد، «شيوه نمادين(عملي)» تربيت گفته مي‏شود. اين‏ گونه يادگيري و تربيت‏ به صورت پنهان صورت مي‏گيرد و در شكل‏گيري شخصيت كودك بسيار مؤثر بوده و در عين حال، داراي دامنه گسترده‏اي است. اساساً يكي از شيوه ‏هاي تربيتي انبيا تربيت از راه عمل بوده و براي تربيت ديني مردم از آن استفاده مي‏كرده‏اند؛ يعني پيش از آن كه به مردم دستوري بدهند، خود به آن عمل مي‏نمودند و براي مردم الگو قرار مي‏گرفتند. بيشتر مردم و به ويژه كودكان، از رفتار ظاهري ديگران تقليد مي‏كنند و يا پس از مشاهده رفتار آن‏ ها دست‏كم، زمينه تربيت كلامي برايشان فراهم مي‏شود. بر اين اساس، حضرت ابراهيم(ع) براي هدايت ‏بت‏پرستان از شيوه غير كلامي و عملي استفاده مي‏نمود و به جاي موعظه و نصيحت ‏با شكستن بت‏ ها به آنها نشان داد كه چنان معبودهايي بي‏روح نفع و ضرري به حالشان ندارد و وقتي بت‏پرستان او را مورد بازپرسي و تهديد قرار دادند، براي او زمينه تربيت كلامي فراهم شد و با بيان قوي و استدلال منطقي به سؤالات بت ‏پرستان پاسخ داد و وجدان خفته آنها را بيدار ساخت. در اثر گفتار منطقي و بيان شيواي حضرت ابراهيم(ع)، فطرت توحيدي بسياري از بت‏پرستان از پشت پرده‏هاي جهل و تعصب ظاهر گشت و گروهي از آنها به دين توحيدي گرويدند(20).

پيامبر گرامي(ص) نيز در موارد متعددي، مانند تعليم نماز و حج، از اين شيوه استفاده كردند و فرمودند: «صلوا كما رايتموني اصلي‏»(21)؛ نماز بگزاريد، آن‏گونه كه مي‏بينيد من نماز مي‏گزارم. استفاده از شيوه غير كلامي و عملي در تربيت ديني كودك نيز بسيار مؤثر است و بايد در اين زمينه، از آن بهره گرفت. دوره كودكي دوره وابستگي و اعتماد كامل كودك به والدين است و ميزان تأثيرپذيري او از پدر و مادر بسيار عميق و پابرجاست. از اين‏رو براي تربيت ديني كودك فرصت مناسبي است. بيش‏ترين ارتباط كودك در اين دوره با والدين است و ارتباط در تمامي ابعاد پنهان و آشكار و كلامي و غير كلامي آن زمينه ‏ساز رشد و تحول كودك در جنبه‏ هاي روحي و بدني است. تنها الگوي مورد اعتماد كودك در اين دوره، پدر و مادر است و تا آن‏ جا كه بتواند، خود را بر اساس رفتارهاي آنان منطبق مي‏سازد(22).

چشمان ظريف و تيزبين كودك مانند دوربين حساس از تمام صحنه ‏هاي زندگي خانواده و به خصوص حركات و رفتار والدين و ديگر اعضاي آن، فيلم ‏برداري مي‏كند. از لبخندها، زمزمه‏ها و نوازش‏هاي والدين درس خوش‏بيني، اميدواري، اعتماد و محبت مي‏آموزد و به عكس، از تندي ‏ها، بدرفتاري ‏ها و عصبانيت ‏هاي آنها درس تندي و بداخلاقي مي‏گيرد. معمولاً كودك سخن گفتن، آداب معاشرت، رعايت نظم يا بي‏نظمي، امانت‏داري يا خيانت، راست‏گويي يا دروغ‏گويي، خيرخواهي يا بدخواهي را در محيط خانه فرا مي‏گيرد. اگر پدر و مادر به دستورات ديني اهميت دهند، اهل عبادت، نماز، دعا، تلاوت قرآن و توجه به معنويات باشند، بدون شك، بر ابعاد روحي و ديني كودك تأثير مي‏گذارند(23). به همين دليل، كودك سه يا چهار ساله هنگام مشاهده نماز والدين به نماز ترغيب مي‏شود و مانند آنان به ركوع و سجده مي‏رود. فرزندان كوچكي كه همراه پدر و مادر به مساجد و حسينيه‏ ها رفته در مجالس عزاداري امام حسين(ع) شركت مي‏نمايند و مانند پدر و مادر خود را به حالت گريه در مي‏آورند، همه حاكي از تأثير عملكرد والدين بر رفتار ديني فرزندان است. اظهار اين‏گونه رفتارها از كودك ناشي از تأثير عميق رفتار والدين بر جسم و روح اوست كه غالباً تبديل به ملكه مي‏شود و تا پايان عمر در او باقي مي‏ماند. از ميان اعضاي خانواده، مادر نقش بيش‏تري در تربيت كودك دارد؛ چرا كه او نخستين كسي است كه رابطه‏اي مستقيم با كودك دارد، نيازهاي او را تأمين مي‏كند و به خواسته ‏هايش پاسخ مي‏گويد. از اين‏رو، كودك از عواطف، احساسات، نگرش ‏ها و انديشه‏ هاي مادر بيشتر متأثر مي‏شود و بر اين اساس، وظيفه مادر در قبال تربيت ديني كودك سنگين‏تر است.

 

پي‏نوشت‏ها:

1- رجب علي مظلومي، گامي به سوي تربيت، نشر آفاق، 1364، ص 80

2- محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، 3/281

3- عليرضا اعرافي و همكاران، اهداف تربيت از ديدگاه اسلام، قم دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، 1376، ص 119

4- ر. ك. به علي شريعتمداري، روان‏شناسي تربيتي، امير كبير، 1374، ص 191 - 192

5 و 6- علي‏اكبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، واژه «تربيت‏» و «دين‏»

7- محمدتقي مصباح يزدي، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 48 - 49

8- همو، فلسفه اخلاق، تهران، اطلاعات، 1374، ص 198 - 200

9- دفترهمكاري حوزه و دانشگاه،«اهداف تعليم و تربيت در اسلام‏» (جزوه)

10- عبدالعظيم كريمي، تربيت ديني، انتشارات قدياني، 1374، ص 16 - 17

11- جمعه 2 «هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة...»

12- محمد شفيعي، مباني تربيتي حضرت امام؛، دفتر تبليغات اسلامي، ص 176

13- ماهنامه تربيت، سال 14، ش. 9، ص 6

14- موريس دبي، مراحل تربيت، ترجمه كاردان، انتشارات دانشگاه، 1374، ص 73

15- ناصر مكارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج 24، ص 286؛ ذيل آيه «يا ايها الذين آمنوا قوا انفسكم و اهليكم نارا وقودها الناس و الحجارة.»

16- همان، ص 293؛ عن رسول الله‏9 «تامرهم بما امر الله و تنهاهم عمانها هم الله ان اطاعوك كنت قد وقيتهم و ان عصوك كنت قد قضيت ما عليك‏»

17- ابراهيم اميني، آيين تربيت، قم انتشارات اسلامي، 1368، ص 13 - 12

18- نورالدين هيثمي، مجمع الزوائد، ج 8، ص 158؛ عن رسول الله‏9 «من كانت له ابنة فادبها و احسن ادبها و علمها و احسن تعليمها و اوسع عليها من نعم التي اوسع عليه كانت له منعة و سترا من النار.»

19- همان، ص 157

20- ناصر مكارم شيرازي و ديگران، پيشين، ج 13، ص 435 - 442 / سيد محمد حسين طباطبائي، الميزان، ج 14، ص 422 - 426

21- محمدباقر مجلسي، پيشين، ج 85، ص 279

22- مصطفي عباسي، نقش اسوه‏ها در تعليم و تربيت، سازمان تبليغات اسلامي، 1371، ص 41 به بعد

23- ابراهيم اميني، آيين تربيت، ص 101

 

 

 

نويسنده: محمد احساني

 

منبع: معرفت- شماره32


٠٨:٢٤ - دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨    /    شماره : ٦٥٤١    /    تعداد نمایش : ١٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.