سه شنبه ٠١ مهر ١٣٩٩
صفحه اصلی > مقالات 
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 759992
 بازدید امروز : 578
 کل بازدید : 2384938
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/1250
اخبار > حق مسلمان بر مسلمان چيست؟ حضرت فرمودند: هفت حق واجب است، هيچ حقي از آن ها نيست مگر اين که بر او واجب است


  چاپ        ارسال به دوست

عيد قربان يا روز قرباني کردن هر غير خدا

حق مسلمان بر مسلمان چيست؟ حضرت فرمودند: هفت حق واجب است، هيچ حقي از آن ها نيست مگر اين که بر او واجب است

لکم دينکم ولي دين1 «بگو: نه من مي توانم در عبادت بت ها با شما همگام شوم و پندارهاي شما را بپذيرم و نه شما توفيق پرستش خداي حقيقي را داريد و خواهيد داشت پس دين شما براي خودتان و دين من براي خودم». اين سوره مبارکه مسلمان ها را از مداهنه با دشمنان دين منع کرده و دستور صراحت و درس شجاعت و قاطعيت مي دهد. به همه آن ها مي آموزد که با کافران سازش و همکاري در امر دين نکنند بلکه با کردار خود به مخالفت بپردازند و در گفتار از آن ها بيزاري جويند. مثال بارز آن اجتماعات عمومي مسلمانان در مراسم برائت از مشرکين در ايام حج مي باشد. هيچ ملتي به اندازه ملت مسلمان نسبت به مخالفان شان وسعت نظر و گذشت نداشته است و هيچ ديني مثل اسلام تا اين حد با پيروان اديان ديگر مدارا کننده و بي آزار نيست و به اصطلاح تساهل مذهبي ندارد. قرآن به صراحت بيان مي دارد که خداوند شما را از نيکي کردن و عدالت نمودن در حق کفاري که با شما مقاتله نکرده اند و شما را از ديارتان خارج- نکرده اند نهي نمي کند ولي دوستي و همکاري و سازش امر ديگري است و محبت و نيکي و عدالت با آن ها چيزي ديگر. قرآن به صراحت مي فرمايد: يهود و نصاري را دوست خود نگيريد که هر کس چنين کند از آن هاست نه از مسلمان ها. اقليت هاي ديني که در پناه حکومت اسلامي زندگي مي کنند، در صورتي که نظام اسلامي را محترم شمرده، و عليه رهبري و حکومت و مردم مسلمان توطئه نکنند، مورد احترام بوده، و داراي حقوق ويژه اي هستند، قرآن مجيد با صراحت تمام به حقوق طبيعي آنان اعتراف کرده، و آنان را از عدل و قسط بهره مند مي داند. لا ينهاکم عن الذين لم يقاتلوکم في الدين ولم يخرجوکم من ديارکم ان تبروهم و تقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين2 خداي متعال شما را منع نمي کند از اين که نسبت به کفاري که با شما بر سر دين نمي جنگند، و از وطن تان بيرون تان نمي کنند، نيکي کرده و عادلانه رفتار کنيد، همانا خداوند دادگران را دوست دارد. آري قرآن مسلمين را به معاشرت و ارتباط دوستانه و عادلانه با اقليت ها فرمان مي دهد: «انما ينهاکم الله عن الذين قاتلوکم في الدين و اخرجوکم من ديارکم و ظاهروا علي اخرجوکم ان تولوهم و من يتولهم فاولئک هم الظالمون»3 خداوند شما را فقط از دوستي و پيوند صميمانه با کساني که بخاطر دين تان جنگيده و از وطن بيرون تان کرده اند باز مي دارد و آن ها که با آنان دوستي کنند از ستمگران مي باشند. اهل کتاب يعني مسيحيان و يهوديان، در صورتي که حقوق اکثريت مسلمان را محترم شمرده و ضديت و مبارزه با اسلام نداشته باشند مي توانند در رفاه و آسايش کامل بسر برده و از امن و آسايش واقعي برخوردار شوند، اسلام پيروان خود را به معاشرت نيک و احترام به افکار و عقايد اهل کتاب و ابقاء آنان بر دين شان در صورتي که خودشان چنين بخواهند تشويق مي کند، رسول خدا شخصا اهل کتاب را گرامي داشته و با آنان به بهترين وجه رفتار مي فرمود، حتي مردگان آنان را نيز محترم مي شمرد. جابر بن عبدالله مي گويد: جنازه اي را از جلو ما عبور دادند، پيامبر اکرم(ص) به احترام آن از جا برخاسته، ما نيز به پيروي از آن حضرت از جا برخاستيم و به آن حضرت عرض کرديم: اين مرده يک يهودي بود، فرمود: هر گاه جنازه اي ديديد به احترام برخيزيد. اميرالمومنين علي(ع) نيز وقتي پيرمردي مسيحي را در حال گدايي ديد، سئوال فرمود که اين کيست؟ گفتند: مردي مسيحي است، فرمود: از او کار کشيديد، اکنون که پير و ناتوان شده، او را با اين وضع رها کرده ايد، دستور داد از بيت المال به اندازه رفع نيازش به او کمک کنند.4

حق مسلمان بر مسلمان: 

معلي بن خنيس  از امام صادق(ع) پرسيد: حق مسلمان بر مسلمان چيست؟ حضرت فرمودند: هفت حق واجب است، هيچ حقي از آن ها نيست مگر اين که بر او واجب است، اگر چيزي از آن را تباه کند، از ولايت و اطاعت خدا بيرون مي رود، و براي خدا در او بهره اي نيست، گفتم: فدايت شوم اين حقوق چيست؟ فرمود: اي معلي، من برتو نگرانم مي ترسم اين حقوق را پاس نداشته ضايع سازي، و بداني و عمل نکني، مي گويد: گفتم: (هيچ نيرويي نيست جز به عنايت خداوند) فرمود: ساده ترين آن ها آن است که دوست بداري براي او آن چه را براي خود دوست داري، و هر چه را برخود نمي پسندي بر او نپسندي.

-حق دوم اين است که از خشمگين ساختن او پرهيز داشته و به دنبال خرسندي او باشي و امرش را اطاعت کني.

-حق سوم اين است که او را با جان و مال و زبان و دست و پايت ياري کني.

-حق چهارم آن است که چشم او و راهنماي او، و آئينه او باشي(عيوبش را براي خودش منعکس کني).

-حق پنجم آن است که تو سير نباشي و او گرسنه، و تو سيراب نباشي و او تشنه، و پوشيده نباشي و او برهنه.

-حق ششم اين است که اگر خدمتگزاري داري و برادرت ندارد، واجب است خدمتگزارت را بفرستي تا لباسش را بشويد، و غذايش را فراهم کند، و بستر او را بگستراند.

-حق هفتم اين است که سوگند او را باور کرده، و دعوت او را پذيرفته، و در حال مريضي عيادتش کني و در تشييع جنازه اش حاضر باشي، و هرگاه دانستي که نيازي دارد خود به رفع آن اقدام کني، بدون اين که صبر کني تا او از تو بخواهد، در رفع نيازش بکوشي و هنگامي که چنين کردي دوستي خود را به او و دوستي او را به خود متصل ساخته اي.

 

پي نوشت ها:

1- قرآن – سوره کافرون – آيه 6.

2- همان- سوره ممتحنه – آيه 8.

3- همان- آيه 19.

4- وسائل الشيعه – کتاب الجهاد – باب 11- حديث 11.

 

نويسنده: خانم زهره معصوم زاده

منبع: مدرسه علميه نرجس


٠٨:٠٠ - پنج شنبه ٩ مرداد ١٣٩٩    /    شماره : ٦٧٧١    /    تعداد نمایش : ٣٨


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





© Jbf-ar.org . All rights reserved.