پنج شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٨
صفحه اصلی > بيانات و سخنرانيها  > امام خميني  > اقليت‏هاى قومى و مذهبى از نگاه امام خميني  
اقليت‏هاى قومى و مذهبى از نگاه امام خميني
اقليت‏هاى قومى و مذهبى از نگاه امام خميني

 منبع : سايت آفتاب

 نويسنده :     ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1390/12/04  
اسلام آمده است كه همه نژادها با هم‏اند، مثل دنده‏هاى شانه مى‏مانند، هيچ كدام بر هيچ كدام تفوق ندارند، نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه ترك بر هيچ يك از اينها و نه هيچ نژادى بر ديگرى و نه سفيد بر سياه و نه سياه بر سفيد، هيچ كدام بر ديگرى فضيلت ندارند .فضيلت با تقواست، فضيلت با تعهد است، با تعهد به اسلام است. (1)
ما كرارا عرض كرديم به همه برادرهاى كردمان كه آمدند اينجا، برادرهاى بلوچمان كه آمدند اينجا كه اسلام اينطور مرزهائى كه در ساير مسلك‏ها هست، ندارد.اسلام با صراحت مى‏گويد كه آنى كه پيش خدا كرامت دارد.آدم متقى است، آدمى است كه روشش صحيح باشد، تقوا داشته باشد، فاسد نباشد، مفسد نباشد و نسبت به همه، عرب و عجم و كرد و ترك و اينها بطور على السواء به همه نظر دارد.همانطورى كه خداى تبارك و تعالى در ايجاد يك طايفه با طايفه ديگرى فرق ندارد، همه را نعمت داده است...فرق نگذاشته است بين اين ناحيه كه كرد مى‏نشيند، آن ناحيه كه ترك مى‏نشيند، آن ناحيه كه عرب است، آن ناحيه عجم است، اين حرف‏ها در كار نيست.پيغمبر اكرم (ص) در عين حالى كه خودشان عرب بودند، از ايشان نقل مى‏كنند كه فرموده‏اند كه فخرى بر عرب و از عرب بر عجم نيست و از عجم بر عرب نيست، هيچكدام به ديگرى تفوقى ندارد، همه آنها از يك پدرند و از يك مادرند و على السواء هستند، در عين حالى كه اسلام اين معنا را مى‏گويد، جمهورى اسلامى هم همين معنا را مى‏خواهد پياده بكند، ما همين معنا در رأس برنامه‏هايمان هست. (2)
كردستان قضيه‏اى نيست كه بين ما و دولت ما و بين كردها باشد.كردها يا غير كردها و همه طوائفى كه در ايران زندگى مى‏كنند همگى در مقابل قانون عل السواء هستند، در مقابل دولت على السواء هستند.هيچ فرقى بين كرد و ترك و لر و غيره نيست.ما مى‏گوئيم: حكومت اسلامى حكومت اسلامى همان است كه در صدر اسلام بوده است كه همه طوائف در مقابل قانون على السواء بودند.ما الان مى‏خواهيم يك همچو معنائى را متحقق بكنيم كه تمام طوائف على السواء باشند. ما با كرد هيچ اختلافى نداريم، كردها هم با ما اختلافى ندارند.اينها كه قضيه كردستان را ايجاد كردند دسته‏اى هستند كه از خارج ارتزاق مى‏شوند و الهام مى‏گيرند كه از اين طرف يا از آن طرف، اكثرا از آمريكا، چنانكه بعضى نوشتجات هم كه اخيرا به دست آورده‏اند (3) مويد آن است و معلوم شده كه در قضاياى خرمشهر و خوزستان و قضاياى كردستان آمريكا دست داشته است، اين مطلبى است كه آنها پيش آوردند.ما گرفتار اجانب هستيم همانطور كه تا حالا بوديم.مسأله‏اى بين ما و كردها نيست كه محتاج به حل باشد.مسأله ما و كردها همان مسأله‏اى است كه بين ما و فارس‏ها است.فارس‏ها هم از ما مى‏خواهند كه امور شهرشان را خودشان اداره كنند و هيأتى را براى امور شهرشان تعيين كنند كه آباد بشود و برق و اسفالت و همه چيزشان درست بشود.اين همان چيزى است كه كردها، لرها و ترك‏ها هم مى‏خواهند.فرقى بين آنها نيست .اگر نبود كه ما براى خاطر كردها و زن و بچه‏هاى هموطنان خودمان فكر نمى‏كرديم، قضيه كردستان پيش ما چيزى نبود كه راه حلى لازم داشته باشد ـ راه حل نظامى‏اش درست انجام مى‏شد ـ بلكه اگر نظامى‏ها هم دخالت نمى‏كردند، خود افراد مملكت ايران مى‏رفتند.مكررا از ما خواستند كه بروند، عشاير و كسان ديگر خواستند كه براى اصلاح كارها به آنجا بروند و اين كارها را اصلاح بكنند، لكن ما نمى‏خواهيم برادركشى بشود.ما اميدواريم با توجه به كارى كه رفتند كردستان، قضيه با حسن تفاهم حل بشود و خود جمعيت كرد اشخاص خرابكار را كنار بگذارند تا تمام جهات حاصل بشود. (4)
 
 
قضايائى كه در ايران واقع شده است اينها ريشه‏اش از خارج و يك مقدارى هم از ريشه‏هايى كه رژيم سابق دارند و طرفدارانشان است.امت اصيل، نه كرد و نه آذربايجانى با ما مواجه نيستند، البته يك تبليغاتى در كردستان همان اشخاص خارجى كردند كه خيال كردند كه يك تفرقه‏اى بين مثلا اكراد و غير اكراد، بين اقليت‏هاى اينجا و غير آن هست و اين براى اين است كه اسلام را درست نمى‏گذارند ما معرفى كنيم.من اميد اين را دارم كه اگر اسلام آنطورى كه ما مى‏خواهيم در اينجا تحقق پيدا كند، پياده بشود.نه كرد و نه لر و نه ترك و نه ساير قشرها كه هستند هيچ يك از اينها اصلا نمى‏خواهند كه خودشان عليحده باشند، عليحده بودن روى اين زمينه است كه يك دولت مركزى بخواهد بر آنها يك تحميلاتى بكند.مثل همين است كه اول هم گفتم كه تا گفته مى‏شود رژيم، دولت و امثال اينها، مردم توى ذهنشان همان رژيم سابق و همان دولت‏هاى سابق مى‏آيد كه در تهران نشسته بودند و تحميل مى‏كردند به همه قشرهاى‏ايران، زور مى‏گفتند و آنها را محروم مى‏كردند و تمام ذخائرشان را به ديگران مى‏دادند و در خوزستان مردم گرسنگى مى‏خوردند و نفت زير پايشان براى خارج صادر مى‏شد .اينها اگر حكومت اسلامى را ببينند و بدانند كه چه خواهيم كرد و چه ميل داريم انجام بدهيم، آن روزى كه حكومت اسلامى پيدا بشود تمام اين قشرهايى كه هستند اين مسائل از پيش آنها ديگر طرح نمى‏شود طرح اينكه ما مى‏خواهيم خودمان حكومتمان باشد، ما مى‏خواهيم شهردارى، خودمان باشد، اينها روى اين زمينه است كه از دولت‏هاى سابق ضربه خوردند، آن ضربه‏اى كه از دولت‏هاى سابق خوردند، تلخى كه در ذائقه همه قشرها هست اين اسباب اين شده است كه اينها خيال كنند كه اين حكومت اسلامى هم مثل حكومت شاهنشاهى است همانطور كه حكومت شاهنشاهى همه ذخائر را مى‏برد و كردستان در حال فقر بود و عرض بكنم كه بيمارستان نداشتند و دانشگاه نداشتند و هيچ چيز و فرض كنيد كه بلوچستان هم همين طور بختيارى هم همين طور، اينطور بود، الان هم كه مى‏شنوند حكومت، اصلا در ذهنشان بيش از آن حكومتى كه در رژيم سابق بود، نمى‏آيد...مسائل اينطور نيست، البته يك قضيه كه واقع مى‏شود قلم‏هاى دشمن‏هاى ما به راه مى‏افتد و يك قضيه كوچكى را بزرگش مى‏كنند الى ماشاء الله يك قضيه در آذربايجان مثلا پيش مى‏آيد، قضيه جزيى كه قابل ذكر خيلى نبود، آذربايجان مخالفتى با اسلام نداشت، اين را در خارج بزرگش مى‏كنند و در راديوها سر و صدا در مى‏آورند كه حكومت آذربايجان چه مى‏خواهد بشود و جمهورى آذربايجان چه! اين حرف‏ها در كار نيست، اين حرف‏ها همه‏اش تبليغات است، واقعيت ندارد. (5)
اين غائله‏اى كه در كردستان پيش آوردند اينطور نبود كه كردها مى‏خواستند يك غائله‏اى درست كنند، كردها نظرى به اين نداشتند، غائله‏اى بود كه اجانب، آنهائى كه مى‏خواهند ما را غارت كنند اين غائله را با آن اشخاصى كه همدست آنها در غارتگرى بودند مثل حزب دموكرات، سران حزب دموكرات البته، اين غائله را بوجود آوردند كه‏در آنجا يك برادر كشى‏اى بود و يك چيزهائى بشود و نگذارند كه اين ملتى كه پيش برده است نگذارند كه تا آخر برود نهضت را به آخر برساند.و اين خوف...در بلوچستان و در سيستان هم هست و اين نقشه در آنجا هست. (6)
اينجانب به همه ملت از ستم‏هائى كه به شما برادران كرد در طول حكومت استبدادى شده است و از تبعيض‏هائى كه بر خلاف اسلام بر شما روا داشته‏اند مطلع هستيم، لكن بايد بدانيد كه اين شما برادران نبوديد كه مورد ستم و ظلم واقع شديد، ساير برادران ترك و لر و عرب و بلوچ و فارس و تركمن هم با شماها شريك بوده‏اند و همه محروم بودند.از آنچه شما محروم بوديد.شما اگر به زاغه نشينان و گودنشينان تهران توجه نمائيد، خواهيد ديد آنان از همه محرومترند. (7)
 
اقليت‏هاى مذهبى
 
سئوال: در جمهورى اسلامى حقوق اقليت‏هاى مذهبى، نژادى و سياسى چه خواهد بود؟ آيا حزب كمونيست آزاد خواهد بود؟ جواب: اسلام بيش از هر دينى و بيش از هر مسلكى به اقليت‏هاى مذهبى آزادى داده است، آنان نيز بايد از حقوق طبيعى خودشان كه خداوند براى همه انسان‏ها قرار داده است، بهره‏مند شوند.ما به بهترين وجه از آنان نگهدارى مى‏كنيم.در جمهورى اسلامى كمونيست‏ها نيز در بيان عقايد خود آزادند. (8)
 
سئوال: آيا جمهورى اسلامى شما اجازه خواهد داد تا مذاهب ديگر به طور آزاد و آشكار به انجام امور مذهبى‏شان بپردازند؟ جواب: بله، تمام اقليت‏هاى مذهبى در حكومت اسلامى مى‏توانند به كليه فرائض مذهب خود آزادانه عمل نمايند و حكومت‏اسلامى موظف است از حقوق آنان به بهترين وجه حفاظت كند. (9)
در اسلام ما بين اقشار ملت‏ها هيچ فرق نيست.در اسلام حقوق همه ملت‏ها مراعات شده است، حقوق مسيحيين مراعات شده است، حقوق يهود و زردتشتيين مراعات شده است، تمام افراد عالم را بشر مى‏داند و حق بشرى براى آنها قائل است، تمام عالم را به نظر محبت نگاه مى‏كند، مى‏خواهد عالم مستضعفين نجات پيدا كنند، مى‏خواهد تمام عالم روحانى بشوند، تمام عالم به عالم قدس نزديك بشوند.اسلام براى نجات مردم بشر آمده است كه از اين علائق جسمانى آنها را رها كند و به روحيات برسد. (10)
و ما مى‏دانيم كه اسلام نسبت به اقليت‏هاى مذهبى هميشه احترام قائل بوده است حتى حضرت امير (سلام الله عليه) در يك قضيه‏اى كه خلخالى از پاى يك زن ذميه كه يهوديه هم بوده است برده‏اند، مى‏فرمايد كه من شنيده‏ام كه يك همچو چيزى شده است كه اگر انسان بميرد سزاوار است.ما براى اقليت‏هاى مذهبى احترام قائل هستيم و اينها اهل ملت ما هستند، اهل مملكت ما هستند و من اميدوارم كه حكومت عدل اسلامى براى آنها بسيار خوب باشد.و آنها در پناه اسلام با زندگى مرفه، آزاد و به طور صحيح اينجا زندگى بكنند. (11)
ما حساب جامعه يهود را از حساب صهيونيزم و صهيونيست‏ها جدا مى‏دانيم، آنها جزء اهل مذهب اصلا نيستند.تعاليم حضرت موسى سلام الله عليه كه تعليمات الهى بوده است و در قرآن بيشتر از همه انبيا ذكر حضرت موسى شده است و تاريخ حضرت موسى در قرآن گفته شده است، يك تعليمات ارزنده‏اى است و ترتيبى كه حضرت موسى رفتار كرده است با فرعون، يك شبان بوده است با يك عالم قدرت و اراده و اين بر ضد قدرت بزرگ فرعون قيام كرد و فرعون را از بين برد. قدرت الهى و توجه به مصالح مستضعفين در قبال مستكبرين كه اولش فرعون بوده، قيام بر ضد مستكبرين طريقه حضرت موسى سلام الله عليه بوده و درست اين معنى بر خلاف آن چيزى است كه اين طايفه و صهيونيست‏ها برنامه دارند.اينها اتصال به مستكبرين پيدا كردند، جاسوس آنها هستند، نوكر آنها هستند و بر ضد مستضعفين عمل مى‏كنند.عكس تعليمات حضرت موسى كه از همين مردم عادى مثل ساير انبيا، از همين مردم عادى بازار و كوچه و اينها، اشخاص را برداشت و بر ضد فرعون و قدرت فرعونى قيام كرد.از مستضعفين حمله شد به مستكبرين كه آنها را از استكبارشان پائين بكشد، به خلاف طريقه اين صهيونيست‏ها كه اينها با مستكبرين مربوط هستند بر ضد مستضعفين عمل مى‏كنند.اين مقدار از يهودى‏هائى كه بازى خوردند و از اقشار عالم جمع شدند آنجا شايد آنها الان پشيمان باشند، آنان كه يهودى هستند و نمى‏خواهند غير تعاليم عاليه موسى را داشته باشند پشيمان باشند از اينكه رفته‏اند آنجا، براى اينكه كسى كه برود و ببيند اينها چه برنامه دارند و چه جور آدمكشى مى‏كنند و چه جور اتصال به آمريكا و ديگر اقشار دارند، اين نمى‏تواند تحمل كند كه يك طايفه‏اى به اسم اينكه ما از جامعه يهود هستيم بر ضد تعاليم حضرت موسى عمل بكنند.ما مى‏دانيم كه حساب جامعه يهود غير حساب جامعه آنهاست و ما با آنها مخالف هستيم و مخالفتمان براى اين است كه آنها با همه اديان مخالف هستند، آنها يهودى نيستند.آنها يك مردم سياسى هستند كه به اسم يهودى يك كارهائى را مى‏كنند و يهودى‏ها هم از آنها متنفر هستند و همه انسان‏ها از آنها بايد متنفر باشند. (12)
به اقليت‏هاى مذهبى رسمى وصيت مى‏كنم كه از دوره‏هاى رژيم پهلوى عبرت بگيرند و وكلاء خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهورى اسلامى و غير وابسته به قدرت‏هاى جهان خوار و بدون گرايش به مكتب‏هاى الحادى و انحرافى و التقاطى انتخاب نمايند. (13)
 
پى‏نوشت‏ها:
 
1ـ بيانات امام خمينى در جمع اعضاى شركت كننده در كنگره آزادى قدس، صحيفه نور، جلد 12، ص 281، تاريخ: 18/5/59
2 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با كاركنان بخش زبانهاى خارجى صدا و سيما، صحيفه نور، جلد 10، ص 19 ـ 18، تاريخ: 29/7/58
3ـ اشاره حضرت امام در آن تاريخ به انتشار اسنادى است كه از سوى دانشجويان پيرو خط امام پس از اشغال سفارت آمريكا در تهران منتشر گرديد.مطابق اسناد بدست آمده آمريكائيان (سازمان سيا) در يك تلاش وسيع سعى مى‏كردند با تماس و ارتباط با مقامات بالاى كشور در اركان اجرائى و سياسى كشور نفوذ كرده و از طرفى در تهييج و تحريك گروههاى مسلح ضد انقلاب و حمايتهاى مالى و سياسى از آنها، انقلاب را به بيراهه و به نابودى بكشانند.
4 ـ مصاحبه امام خمينى با خبرنگار شبكه راديو و تلويزيون آلمان غربى، صحيفه نور، جلد 10، ص 170 ـ 169، تاريخ: 17/8/58
5 ـ مصاحبه امام خمينى با حسنين هيكل، صحيفه نور، جلد 11، ص 55 ـ 54، تاريخ: 28/9/58
6ـ بيانات امام خمينى در جمع نمايندگان مردم سيستان و بلوچستان، صحيفه نور، جلد 9، ص 210، تاريخ: 5/7/58
7ـ پيام امام خمينى به خواهران و برادران كرد، صحيفه نور، جلد 10، ص 196، تاريخ: 26/8/58
8ـ مصاحبه امام خمينى با روزنامه هلندى دى ولت گرانت، صحيفه نور، جلد 3، ص 48، تاريخ: 16/8/57
9 ـ مصاحبه امام خمينى با خبرگزارى يونايتدپرس، صحيفه نور، جلد 3، ص 75، تاريخ: 17/8/57
10ـ بيانات امام خمينى در جمع گروهى از فلسطينيان، صحيفه نور، جلد 5، ص 241، تاريخ: 13/1/58
11ـ بيانات امام خمينى در ديدار با گروهى از ارامنه، صحيفه نور، ج 5، ص 116، تاريخ: 7/12/57
12ـ بيانات امام خمينى در جمع اعضاى جامعه كليميان ايران، صحيفه نور، جلد 6، ص 165 ـ 164، تاريخ: 24/2/58
13ـ وصيت‏نامه سياسى ـ الهى حضرت امام (س)، صحيفه نور، جلد 21، ص 187، تاريخ تحرير : 26/11/61، تاريخ قرائت: 15/3/68
 
© Jbf-ar.org . All rights reserved.