سه شنبه ٢١ آبان ١٣٩٨
صفحه اصلی > بيانات و سخنرانيها  > امام خميني  > امام خميني(ره) و انديشه انتظار  
امام خميني(ره) و انديشه انتظار
امام خميني(ره) و انديشه انتظار

 منبع : ماهنامه آموزشي، اطلاع رساني معارف - شماره 48

 نويسنده : دكتر ابراهيم شفيعي سروستاني     ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1390/12/04   ( آخرين ويرايش : 1390/12/04 )
عظمت وجودي و ابعاد مختلف شخصيت حضرت صاحب‏الامر(عج) باعث شده كه در طول هزار و اندي سال كه از غيبت كبري مي ‏گذرد، هر گروه از مردم بسته به گرايش ‏هاي خاص اعتقادي، اجتماعي و فرهنگي كه داشته‏اند، از ديدگاهي خاص به تحليل شخصيت و تعيين جايگاه آن حضرت در عالم هستي بپردازند و هر گروه تنها درك و تصور خود از اين موضوع را تصور درست و مطابق با واقع از شخصيت آن يگانه هستي تلقّي كنند. در اين ميان جمعي از اصحاب سير و سلوك و رهروان طريق عرفان و معنا با طرح موضوع خليفه اللَّه و انسان كامل و پرداختن به نقش حجت الهي در عالم هستي، تنها به جنبه فرا طبيعي آن وجود مقدس توجه كرده و از ساير جنبه‏ها غفلت ورزيدند. گروهي ديگر از اصحاب شريعت توجه خود را تنها معطوف به جنبه طبيعي آن وجود مقدس ساخته و ضمن مطرح كردن نقشي كه آن حضرت به عنوان امام و پيشواي مردم به عهده دارند هيچ‏ گونه مسئوليتي را در زمان غيبت متوجه مردم نديدند و تنها تكليف مردم را اين دانستند كه براي فرج آن حضرت دعا كنند تا خود بيايند و امور مردم را اصلاح كنند. عده‏اي هم ضمن توجّه به جنبه فراطبيعي و طبيعي وجود مقدس حضرت مهدي(عج) تمام همّ و غمّ خود را متوجّه ملاقات با آن حضرت ساخته و تنها وظيفه خود را اين دانستند كه با توسل به آن حضرت به شرف ملاقات با آن ذات اقدس نائل شوند. اما در اين ميان گروهي با در نظر گرفتن همه ابعادي كه بدان ها اشاره شد، به طرح معناي درست انتظار پرداخته و درصدد تعيين وظيفه و نقش مردم در دوران غيبت برآمدند. در اين ديدگاه، هم مسأله خلافت الهي انسان كامل مطرح است، هم به جايگاه و نقش مردم در قبال آن حضرت توجّه شده و هم وظيفه‏اي كه مردم در دعا براي حفظ آن وجود مقدّس و تعجيل در ظهورش دارند از نظر دور داشته نشده است. شايد بتوان امام خميني‏(ره) را به عنوان درخشان ‏ترين چهره از گروه اخير ذكر كرد. امام راحل با طرح انديشه تشكيل حكومت اسلامي در عصر غيبت و تلاش خستگي ‏ناپذير در راه تحقق اين انديشه، به"انتظار" معنا و مفهوم تازه‏اي بخشيد و تعريفي نو از رسالت و تكليف شيعيان در برابر حجت خدا ارائه داد. براي روشن ‏تر شدن ديدگاه حضرت امام در اين زمينه، به برخي از مهم ‏ترين شاخصه‏ هاي اين ديدگاه اشاره مي كنيم:
 
 
 
الف) ارائه برداشتي متفاوت از مفهوم حجت:
 
ايشان با ارائه مفهومي عميق و بديع از"حجت بودنِ امام معصوم" اعلام مي ‏دارند كه چون خداوند در روز قيامت به سبب وجود امام زمان و پدران بزرگوارش(ع) بر بندگان احتجاج و نسبت به عمل براساس سيره، رفتار و گفتار اين بزرگواران از مردم باز خواست مي ‏كند، بر آنان لازم است كه همه تلاش خود را براي تحقق سيرت امامان معصوم‏(ع) در جامعه به كار بندند و در اين زمينه هيچ عذر و بهانه‏اي از آن ها پذيرفته نمي‏ شود. حضرت امام در كتاب البيع خود به هنگام بررسي ادله ولايت فقيه، ضمن برشمردن توقيع شريف حضرت صاحب‏الامر(عج) كه در آن آمده است: "... و أمَّا الحَوادِثُ الواقِعَهُ فاَرجِعُوا فِيها إلي رُواهِ حَدِيثِنا فَإِنَّهُم حُجَّتي عَليكُم وَ أنَا حُجَّهُ اللَّهِ عَلَيهِم.(1) ... و اما در رويدادهايي كه براي شما پيش مي ‏آيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد؛ چرا كه آن ها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر ايشان هستم." مي‏ فرمايد: مقصود از حجت خدا بودنِ امام معصوم اين نيست كه فقط بيان‌ كننده احكام است؛ زيرا گفته بزرگاني چون زراره و محمد بن مسلم نيز حجت است و هيچ كس حق مردود دانستن و عمل نكردن به روايات ايشان را ندارد و اين امر بر همگان آشكار است. بلكه منظور از حجت بودن امام زمان و پدران بزرگوارش(ص)، اين است كه خداوند تعالي به سبب وجود ايشان و سيره و رفتار و گفتار آنان در تمام شئون زندگي ‏شان، بر بندگان احتجاج مي ‏كند. از جمله شئون امامان، عدالت آنان در همه زمينه‏ هاي حكومت است. به عنوان مثال، وجود اميرالمؤمنين‏(ع) براي تمام فرمانداران و حاكمان ستم‏ پيشه حجت است؛ زيرا خداوند به واسطه سيرت آن بزرگوار، باب عذر و بهانه را بر همه آنان در تعدي از حدود الهي و تجاوز به اموال مسلمانان و سرپيچي از قوانين اسلامي بسته است. همين گونه‏اند ساير حجت ‏هاي خداوند، به ويژه حضرت ولي عصر(عج) كه عدل را در ميان مردم مي‏ گستراند و زمين را از قسط پر مي‏ كند و بر اساس نظامي عادلانه بر مردم حكم مي ‏راند.(2) براساس همين نگاه به حجت خدا بود كه ايشان خطاب به مسئولان جمهوري اسلامي ايران مي ‏فرمودند: ما بايد خودمان را مهيا كنيم از براي اين كه اگر چنان چه موفق شديم ان‏ شاءاللَّه به زيارت ايشان، طوري باشد كه روسفيد باشيم پيش ايشان. تمام دستگاه‏ هايي كه الان به كار گرفته شده‏اند در كشور ما بايد توجه به اين معنا داشته باشند كه خودشان را مهيا كنند براي ملاقات حضرت مهدي(عج).(3)
 
ب) دگرگون ساختن مفهوم انتظار:
 
امام خميني مفهومي را كه در طول قرون و اعصار از"انتظار" در اذهان بسياري از شيعيان نقش بسته بود دگرگون ساخت و با همه ديدگاه‏ هايي كه انتظار را برابر با سكون، ركود و تن دادن به وضع موجود معرفي مي ‏كردند به مقابله جدي پرداخت:
"بعضي ‏ها انتظار فرج را به اين مي‏ دانند كه در مسجد، در حسينيه و در منزل بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان‏(عج) را از خدا بخواهند يك دسته ديگري بودند كه انتظار فرج را مي ‏گفتند اين است كه ما كار نداشته باشيم به اين كه در جهان چه مي‏ گذرد، بر ملت‏ ها چه مي ‏گذرد، بر ملت ما چه مي‏ گذرد، به اين چيزها كار نداشته باشيم، ما تكليف ‏هاي خودمان را عمل مي ‏كنيم، براي جلوگيري از اين امور هم خود حضرت بيايند ان‏شاءاللَّه درست مي ‏كنند‍ يك دسته‏اي مي ‏گفتند كه خوب! بايد عالم پر معصيت بشود تا حضرت بيايد ما بايد نهي از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم تا مردم هر كاري مي ‏خواهند بكنند، گناهان زياد بشود كه فرج نزديك بشود يك دسته‏اي از اين بالاتر بودند و مي ‏گفتند بايد دامن زد به گناهان، دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از ظلم و جور شود و حضرت(عج)، تشريف بياورند يك دسته ديگر بودند كه مي ‏گفتند هر حكومتي اگر در زمان غيبت محقق بشود، اين حكومت باطل است و برخلاف اسلام است.(4) ايشان ضمن ردّ همه ديدگاه‏ هاي يادشده ديدگاه خود در باب انتظار فرج را اين‏ گونه بيان مي ‏كند: همه ما انتظار فرج داريم و بايد در اين انتظار خدمت كنيم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند و مقدمات ظهور ان ‏شاءاللَّه تهيه شود.(5) همه انتظار داريم وجود مبارك ايشان را، لكن با انتظار تنها نمي‏ شود، بلكه با وضعي كه بسياري دارند، انتظار نيست. ما بايد ملاحظه وظيفه فعلي شرعي - الهي خودمان را بكنيم و باكي از هيچ امري از امور نداشته باشيم.(6)
 
ج) تلاش براي تحقق عدالت در عصر غيبت:
 
حضرت امام، تلاش براي تحقق عدالت و جلوگيري از ظلم در عصر غيبت را يك تكليف الهي دانسته و همه مسلمانان را دعوت مي ‏كردند كه تا سر حد توان خود اين تكليف الهي را به انجام رسانند: "ما اگر دست مان مي ‏رسيد، قدرت داشتيم بايد برويم تمام ظلم‏ ها و جورها را از عالم برداريم. تكليف شرعي ماست منتها ما نمي ‏توانيم، اين كه هست اين است كه حضرت عالم را پر مي ‏كنند از عدالت، نه شما دست برداريد از اين تكليف تان، نه اين كه شما ديگر تكليف نداريد."(7) "البته اين پر كردن دنيا را از عدالت، اين را ما نمي ‏توانيم بكنيم. اگر مي ‏توانستيم مي ‏كرديم اما چون نمي ‏توانيم بكنيم ايشان بايد بيابند."(8)
 
د) زمينه ‏سازي براي ظهور منجي موعود:
 
رهبر فقيد انقلاب اسلامي معتقد بود كه بايد با گسترش اسلام راستين در جهان و مبارزه با سلطه جهانخواران، راه را براي ظهور منجي موعود هموار ساخت: "ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در كشورهاي اسلامي مي‏ شكنيم و با صدور انقلاب مان، كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدي است، به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مي ‏دهيم و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي و مصلح كل و امامت مطلقه حق امام زمان(عج) هموار مي‏ كنيم."(9)
 
هـ) حركت در جهت تحقق حكومت جهاني اسلام:
 
امام راحل به جدّ بر اين باور بود كه انقلاب اسلامي ايران، نقطه شروع انقلاب جهاني حضرت مهدي(‏عج) است و از اين رو پيوسته به مسئولان نظام توصيه مي‏ كردند كه هرگز از آرمان عظيم انقلاب اسلامي كه تشكيل حكومت جهاني اسلام است غافل نشوند: "مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست، انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداري حضرت حجت(عج) است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد، مسائل اقتصادي و مادي اگر لحظه‏اي ‏مسئولين را از وظيفه‏اي كه برعهده دارند منصرف كند، خطري بزرگ و خيانتي سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهوري اسلامي تمام سعي و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد، و اين بدان معنا نيست كه آن ها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهاني اسلام است منصرف كند."(10) در سال ‏هاي اخير گروهي از فرزندان انقلاب اسلامي و وفاداران به آرمان ‏هاي امام خميني تلاش كردند كه با الهام از انديشه ‏هاي اين پير فرزانه، ابعاد و زواياي ديگري از انديشه انتظار شيعي را تبيين كنند. اين گروه با درك عميق از موقعيت كنوني انقلاب اسلامي در جهان، نيازهاي فرهنگي جامعه اسلامي ايران و شرايط سياسي، فرهنگي و اقتصادي حاكم بر جهان معاصر، تبليغ و ترويج باور مهدوي و فرهنگ انتظار را سر لوحه فعاليت ‏هاي خود قرار داده و پرداختن به امور زير را در عصر حاضر ضروري مي‏ دانند:
1. شناسايي و نقد بنيادين وجوه مختلف فرهنگ و تمدن مغرب زمين، به عنوان فرهنگ و مدنيتي كه در تقابل جدي با آرمان"حقيقت مدار"، "معنويت‏گرا" و "عدالت محور" مهدوي قرار دارد؛ زيرا انسان‏ هاي عصر غيبت تنها زماني مي‏ توانند به ريسمان ولايت مهدوي چنگ زنند و به تمام معنا در سلك منتظران موعود قرار گيرند كه باطل زمان خويش را به ‏درستي بشناسند و با تمام وجود از آن بيزاري جويند.
2. شناخت و نقد جدي مناسبات فرهنگي، سياسي و اقتصادي حاكم بر جوامع اسلامي؛ مناسباتي كه عمدتاً به تقليد از الگوهاي توسعه غربي و تحت‏ تأثير انديشه‏ هاي عصر مدرنيته در اين جوامع شكل گرفته است؛ چرا كه اين جوامع بدون شناخت جدي از وضع موجود خود نمي ‏توانند به راه كارهاي مبتني بر آموزه‏ هاي ديني براي خروج از فتنه‏ هاي فراگير عصر غيبت دست يابند.
3. تلاش در جهت تدوين استراتژي سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي جوامع اسلامي در عصر غيبت و تا رسيدن به عصر طلايي ظهور، براساس انديشه مهدوي و فرهنگ انتظار.
4. بازشناسي وجوه مختلف اعتقادي، تاريخي، فرهنگي و اجتماعي انديشه مهدوي و فرهنگ انتظار با بهره‏گيري از منابع متقن و مستدل و استفاده از همه توان مراكز علمي حوزوي و دانشگاهي در زمينه مباحث، كلامي، فلسفي، عرفاني، اخلاقي، علوم اجتماعي و سياسي و... .
5. تلاش در جهت پالايش انديشه ناب مهدوي از هر گونه شائبه جعل و تحريف و زدودن اين انديشه از زنگارهاي جهل و خرافه، سخنان سست و بي ‏اساس و هرگونه ديدگاه انحرافي مبتني بر افراط يا تفريط.
6. پاسخ گويي عالمانه و متناسب با نيازهاي روز به شبهات، پرسش‏ ها و ابهام‏ هاي موجود در زمينه منجي گرايي شيعي.
7. احيا و گسترش فرهنگ انتظار و تلاش براي شناساندن نقش سازنده اين فرهنگ در پايداري و پويايي جوامع اسلامي.
8. تبيين وظايف و تكاليف مردم در برابر حجت خدا و امام عصر(عج)، نهادينه ساختن اين وظايف و تكاليف در فرد و اجتماع و آماده‌ ساختن جامعه اسلامي براي استقبال از واقعه مبارك ظهور.
9. مقابله جدي با كليه جريان ‏هاي سياسي ـ فرهنگي كه در قالب كتاب، نشريه، فيلم، نرم‏افزارهاي رايانه‏اي، پايگاه‏ هاي اطلاع‏ رساني جهاني(اينترنت) و... به تقابل با انديشه موعودگرايي شيعي مي ‏پردازند.
10. بررسي و نقد كليه ديدگاه‏ هايي كه از سوي متفكران غرب در زمينه جهان آينده و آينده جهان مطرح شده است. بي ‏ترديد اگر نكات ياد شده سرلوحه فعاليت مراكز، مؤسسات و نهادهاي فعال در حوزه مهدويت و همه كساني كه در پي تبليغ و ترويج مباحث مهدوي در كشور هستند، قرار گيرد، مي توان اميدوار بود كه جامعه شيعي ايران به مدد انديشه سازنده و تحول‏آفرين انتظار از فتنه‏ ها و آشوب‏ هاي عصر غيبت به سلامت به درآيد و زمينه ‏ساز ظهور مصلح موعود گردد.
 
پي نوشت ها:
1) صدوق، محمدبن علي بن حسين، كمال الدين و تمام النعمه، قم، مؤسسه النشر الإسلامي، بي‏تا، ج2، ص483، ح4.
2) امام خميني، كتاب البيع، نجف، مطبقه الآداب، 1349ق. ج2، ص475-474؛ همو، شئون و اختيارات ولي ‏فقيه(ترجمه مبحث ولايت فقيه از كتاب البيع)، تهران، وزارت ارشاد اسلامي، 1365، ص46.
3) صحيفه نور(مجموعه رهنمودهاي امام خميني)، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1369، ج12، ص208-209.
4) همان، ج19، ص196-197.
5) همان، ج7، ص255.
6) همان، ج19، ص154.
7) همان، ص198.
8) همان، ج20، ص197.
9) همان.
10) همان، ج21، ص108.
 
نويسنده: دكتر ابراهيم شفيعي سروستاني
منبع: ماهنامه آموزشي، اطلاع رساني معارف - شماره 48
 
 
 
 
 
© Jbf-ar.org . All rights reserved.